برچسب:
نویسنده: کوروش نیکفر
بسم الله
ظهرا که خسته و گشنه برمیگردم خونه ، توان بغل کردن نینوئهرو ندارم .. نه از خستگی .. از گشنگی خودم و بوی زیر گردن نینوئه . هشدار میدم ممکنه نتونم خودمو کنترل کنم و یکی از همین روزا که با نیش باز چسبیده بهم ، یه کم یه کم از زیر گلوش شروع کنم به خوردن و تموم کردن :)
+ خدا بچههارو خلق نکرد .. دست به معجزه زد و حاصلش عصاره عجیبی شد از گلای بهشتی و عسلی که از زیر گلوشون شروع کرده به شُرّه کردن
برچسب:
نویسنده: کوروش نیکفر
برچسب:
نویسنده: کوروش نیکفر
برچسب:
نویسنده: کوروش نیکفر
بسم اللهاین بَرّو و دمو دسگاشو با خمیر چینی و گیره لباس و اون یارو ! پلاستیکیه که از دستمال توالت جدا شده و تیر و تخته و قوطی خلال دندون دُرُس کردم .. جا کاغذ و قلمیطور :) همینجوری که بیریخت و با
برچسب:
نویسنده: کوروش نیکفر
برچسب:
نویسنده: کوروش نیکفر
برچسب:
نویسنده: کوروش نیکفر
بسم الله
اگه بتونی سالادتو با سس کم بخوری و همون لذتی رو ببری که اگه سسش زیاد میبود میبردی .. نه که اون سالاد لذیذ باشه فقط .. این تویی که یاد داری لذت بردنو :)
برچسب:
نویسنده: کوروش نیکفر
برچسب:
نویسنده: کوروش نیکفر
بسم الله
عکس گرفتن از آدمای زندگیم غصهدارم میکنه .. ترسِ از دسدادن اون آدمِ توی عکس
" ترسِ از دسدادن " چیزیه که باهاش بزرگ شدم .. و حالا ته موندههای خاکسترای این ترس هنوز غصهدارم میکنه و غمگین
+ آدم مدام باید بپذیره که اینجاش ، اینجای اخلاقش ، اینجای زندگیش ، اینجای راهش ، اینجای کارش .. اینجای یه چیزیش خرابه و لازمه که اصلاحش کنه یا از اول خراب و دوباره سازی !
برچسب:
نویسنده: کوروش نیکفر
برچسب:
نویسنده: کوروش نیکفر
بسم اللهمیدونس توی اتاقم اومده بود و میزد به در و صدام میکرد .. یه کم که گذش خسته شد از در زدن اما نرفت و موند پشت در .. نشسته بود منتظر و هرازگاهی به زبون خودش صدام میکرد :)من اینور از زیر در نگ
برچسب:
نویسنده: کوروش نیکفر
بسم الله
نوک پیکان اتهام وقتی سمتم برگشت که جلوی شاهد گرفتن خدا برای حرفای بیاساس ، حاضر نشدم عظمتشو قد کوچیکیِ اتفاق افتاده پایین بیارم ..
عوضش الان دارم با یه حفره که خالی شده وسط قفسه سینهم زندگی میکنم و مشتاقم بدونم کی معافم میکنی پس ؟
برچسب:
نویسنده: کوروش نیکفر